میخــــــواهم عوض شوم ! ˙·٠•●♥ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ♥●•٠·˙ آدما باهم فرق دارن .................................................................................. شاید کودکان از زندگی چیزی میدانند که ان را با گریه کردن اغازمیکنند...... _________________________________alone for ever
دارم فکر می کنم ˙·٠•●♥ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ♥●•٠·˙ غمگـیـــن تــریـن جــای خــاطــره اونجــاییـه کــه کــم کــم ˙·٠•●♥ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ♥●•٠·˙ •.♥کسی که نشسته است
وقتی نه دستی برای گرفتن است، ˙·٠•●♥ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ♥●•٠·˙ تک درختی تنها هستم که در بیشه زار رویده ام کسی نیست که بمن تکیه کند ˙·٠•●♥ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ♥●•٠·˙ سادگي را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه نداردمانندکودکي است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه ميکند وبا معصوميت اش هزاران حرف به دنيا ميزند ˙·٠•●♥ ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ ♥●•٠·˙ چه غریب ماندی ای دل !
ديدي اي دل عاقبت زخمت زدند؟ نمییخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بشم هــمـــه آدمـهـــا قـابـلـیت ایـن را دارنـد کـه هـر لـحـظـه دلـی بـبـازنـد بـه خـط و خـال دلـبـرکـی و ... غمگين توي تنهايي نشستم اینجا حریم من است •.♥خــــدا پــــرسیــــد: میخــــوری یــا میبــــری؟ مــــن گفتــــم میخــــورم چــــه مـــی دونستــــم لــــذت هـــا رو میبـــرنــد حســــرت هــا رو میخـــورند♥.•
•.♥من اگرمیخندم ،تنها به اجبارعکاس است، وگرنه من کجا! خنده
کجا!♥.• ______________
قرار نبود تو این قفس بمونم چشم انتظار بری با عشق خودت من بی خبر از این قرار قرار نبود این عشق پاک به دست تو بشه هلاک تو باشی سهم اسمون من اسیر دست خاک...... •.♥زخمــی بـه دلـــــم مـــانده _____________
من نه عاشق هستم خداوندا ! فقط رفت کاری به کار عشق ندارم من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر •.♥چشم گذاشتی ، رفتی ... تا همیشه شمردن ، شرط بازی نبود ! ...♥.•
سخته عاشق باشی ولی هیشکی ندونه (عکس خودمهاااا قشنگ شده؟) باز یکی بود ، یکی نبود...نه...زیر این گنبد کبود ، چه غريبانه رفت عشق فراموش کردن نیست ، بخشیدن است . گوش کردن نیست ، درک کردن است . دیدن نیست ، احساس کردن است . جا زدن نیست ، صبر کردن است و ادامه دادن است •.♥بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من ...بزرگ است ...♥.•
چرا به سر نمی شود خزان قصه های من ....................................................... تـو بآشی ..................................................... سیگارش را می گذارد زیر لبش و می گوید : .................................................. کاش می*دانستی
اشکهای من از غصه نیست چه اشتباه بـزرگیست ، تلخ کردن زندگیمان •.♥هر آشنایی تازه ، اندوهی تازه است... _________________
|
•.?درباري من?.•![]()
بنام پيوند دهنده قلبهاي دو عاشق گفتم از عشق چه کنم گفتي بسوز گفتم اين سوختگي را چه کنم گفتي بساز............... خوش آمد ميگم به شما رهگزران اين کلبهي تاريکو تنهايي من اميدوارم ميزبان خوبي براي لحظاتتون باشم تا بازم بهم سري بزنيد> ![]()
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
||
![]() |
![]() |
![]() |